مردی معتاد هر روز در ترمینال خروجی شهر پرسه می زد و مواد می فروخت. روزی پلیس به وی مظنون و او را دستگر میکند. خلاصه مردک معتاد هزار آسمان به ریسمان می بافد که بی گناه است. در ادامه گفتگوی مردک معتاد و افسرنگهبان شهربانی را را می خوانید.
افسر نگهبان: اگر اسامی دوازده امام را بگویی رهایت میکنم.
مردک: آقای افسر، همشون رو می تونم بگم، اما ترتیبشون رو بلد نیستم.
افسر نگهبان: ایرادی ندارد. تو بگو من قبول میکنم.
مردک متعاد: علی، حسین، مهدی، سوج.
به ناگاه افسر نگهبان غرشی مهیب بر می آورد که: مردک نفهم، سوج کدام امام است؟
مردک معتاد در حالی که از ترس می لرزد: جناب سروان، به خدا خودم هر روز اسمشون رو پشت اتوبوسها می خوانم که نوشته، یا علی، یا حسین، یا مهدی، یاسوج.
نکته های ادبی!!
- تعداد ائمه ممکن است بیش از دوازده امام شوند. برای نمونه همین مرتیکه احمق، سوج را امام کرد.
- همانطور که دیدید، این مرتیکه بی شعور، اسم امام جدید را بر مبنای شهر گذاشت.
- بلانصب شما، اگه شما جای این کودن می بودید، اسم امام های جدید ر چه می گذاشتید؟
- تیزبینان، از این طنز حلوایی می توانند آب غوره تهیه نمایند.

8 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
27/02/2010 در 1:38 ب.ظ.
یاسی گیلاسی
رانه
همون یارانه
زاغ: رانه؟؟ یارانه؟؟
حالا چه ران باشه چه سینه و چه سوبسیده، کلا در رده کــلاه قرار می گیرن.
راستی سهام عدالت بین پرنده ها هم توزیع می شه؟؟
27/02/2010 در 4:02 ب.ظ.
مریم
سلام بر این زاغ تیزبین
سوج، علی ، محمود، حسن، حسین، روح اله، مگه فرقی هم می کنه امام امامه دیگه!!!!!! به یه بنده خدایی گفتند اماماتو می شناسی ؟ میگه آره، میگن یه چند تاشو نام ببر، اون بنده خدا میگه: اینطوری نمی شناسم اگه ببینمشون می شناسم!!!!!!!!!! حالا واسه این ملت یاحسین با یاسوج و یاماها فرقی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زاغ: این آقا، به قول همون دوست عزیز کرمانشاهی:
می خوای فرقــشو بکنم چشت؟؟
(قصد شوخی بود. شما اصلا جدی نگیرید)
27/02/2010 در 10:07 ب.ظ.
alma
اقا یعنی سوج امام نیست ؟
تا حالا الکی میگفتم یاسوج !!!
27/02/2010 در 10:11 ب.ظ.
alma
یه امام جدید معرفی کن من بی کار نشم
زاغ: ای عزیز دل، اگه خوابت نمی گیره، جای شمارش امام، بهتره یه پتو نرمینه بگیری که یه مدت پریود تبلیغاتش بود.
02/03/2010 در 10:56 ق.ظ.
مریم
باسلام
گلگیت به سرم عروسی پسرم!!!!!!!!!! جناب غارغاری ما چی مون سرجاشه که انتظار داری من شاهین و بزارم سردسته !!!! درضمن این تغییر قالب وبلاگ هم علت داره که عرض می کنم ما فقیر بیچاره ها که در عالم واقعیت نمیتونیم به زندگیمون رنگ و لعابی بدیم ناچارن میام این دنیای مجازیمون رنگی رنگیش می کنیم ایرادی داره زاغ سیاه با اون آی کی یوی 13 دت که همش به رخمان می کشی؟ کره ولمان کن دیه ( با لهجه کرمانشاهی غلیظ بخوان این یک تیکشو)
06/03/2010 در 10:22 ق.ظ.
یاسی گیلاسی
من نه معلمم نه مربی
فقط گاهی یه سری سواله یه سری از مربیان قرآنی که از دوستان دوستانم هستند به دست من میرسه
برام جالبه و کلی میخندم
همین
حالا کو درسم تموم بشه کو برم سر کار کو برم رسمی بشم
کو برم معلم بشم
کو برم شعر زاغکی قالب پنیری دید واسه بچه ها بخونم
کوووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟
08/03/2010 در 12:21 ب.ظ.
alma
ایمیلم چی شد؟
03/04/2010 در 8:28 ق.ظ.
سبحان محمدیان
خیلی خوب بود ، بسی خنده که نمودیم !
مردک معتاد خر !!!